مير تقي الدين كاشاني

690

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

غم بدن مخور و زاد روح حاصل كن * كه جسم در حضر و روح عازم سفر است به روى آب چه مقدار ثابت است حباب * ثبات پرده‌سراى حيات ، آنقدر است غمى اگر رسدت از زمانه خوشدل باش * كه حادثات جهان همچو عمر در گذر است خبر ز روى اجل مىدهد سفيدى موى * كه اين بياض ، شب عمر را دم سحر است خزان شيب رسيد از پى بهار شباب * ز گريهء اجلم جويبار ديده تر است ز باغ عمر نچيدم گلى و عمر گذشت * هزار داغ ازين غم چو لاله بر « 1 » جگر است بر اهل علم تقدم ، به اعتبار مكن * كه خاك بر سر گنج است و كُنج « 2 » ، معتبر است چو آفتاب جهانتاب زرفشانى كن * كه روشنايى چشم جهان به نور زر است به فيض‌بخشى و احسان چو ابر نيسان باش * كه برّ و بحر ازو بهره‌مند و فيض‌بر است ز بدكنندهء خود انتقام چند كشى * به عفو كوش كه در عفو لذّت دگر است به هر رهى كه قدم مىنهى حذر مىكن * كه در كمين تو دشمن چو سايه پى سپر است خصومت از دل دشمن نمىرود هرگز * كه كينه در دل سختش چو نقش بر حجر است

--> ( 1 ) . اصل : - بر . ( 2 ) . اصل : گنج .